
تجربه کاربران
هر فرد از نقطهای متفاوت شروع میکند. آنچه در این صفحه میبینی، بخشی از تجربهی افرادی است که این مسیر را در زندگی واقعی خود طی کردهاند.
مرتضی
حدود دو سال بود که موقع رانندگی در جادههای بینشهری، بعدازظهرها بی انرژی و خوابآلود میشدم. برای بیدار ماندن مدام چای پررنگ و قهوه میخوردم، اما حسم تغییری نمیکرد و سنگینی چشام اذیتم میکرد.
با شروع مسیر سایت مهرومی، تصمیم گرفتم سبک تغذیه در سفر و زمان خوابم را منظمتر کنم. الگوی مصرف آب روزانهام را تغییر دادم و چند مورد ساده مثل کشش عضلانی در استراحتگاهها را به برنامهام اضافه کردم.
الان چند ماهی است که در طول جاده سرحالترم. تمرکزم پشت فرمان بهتر شده و دیگه اون خستگی آزاردهنده عصرها را نیومده سراغم.
ترانه
حدود ۶ ماه بود که شدیداً گیر افکار منفی و خودانتقادگری افتاده بودم. مدام خودم را سرزنش میکردم و حس میکردم اعتمادبهنفسم کلاً از بین رفته است.
تصمیم گرفتم با خودم مهربانتر باشم. روزی ۵ دقیقه تمرین حضور در لحظه انجام دادم، نوشتن دفترچه خودشناسی را شروع کردم و تمرینات شفقت به خود و گفتگوی مثبت درونی را قدم به قدم وارد زندگیام کردم.
کمکم حس کردم اون جنگ درونی تموم شده. صلح و آرامش بیشتری با خودم پیدا کردم و احساس کردم عزتنفسم دوباره تقویت شده است.
من واقعا تغییر کردم و میخوام از اینی که الان هستم بهتر بشم و امیدوارم به کمک تیم مهر ومی بتونم انجامش بدم.
زهرا
سبک زندگی کاملاً نشسته و بدون تحرکی داشتم و بیشتر وقتم پشت میز یا جلوی تلویزیون میگذشت. این وضعیت حدود ۱۸ ماه ادامه داشت. تا اینکه با برنامه بازگشت به بدن روزانه ۳۰ دقیقه پیادهروی منظم را انجام میدم. یک سرگرمی جدید که نقاشی هست رو شروع کردم و زمان استفاده از تلویزیون را کم کردم.
به مرور احساس کردم زندگیام ساختار هدفمند و باکیفیتتری پیدا کرده و انگیزه بیشتری دارم.
اگر همینطور ادامه بدم یقینن میتونم زندگی که میخوام و داششته باشم
محبوبه
ریژیم غذایی نامنظمی داشتم و بیشتر وقتا از فستفود و کنسرو استفاده میکردم. این وضعیت خستم کرده بود. بعد از ورود به این مسیر ی روز به خودم اومدم و دیدم که غذاهای خانگی تازه را جایگزین فستفود کردم. وعدههای غذایی را سر ساعت مشخص خوردم و سالاد و سبزیجات را به سفره اضافه کردم.
به مرور احساس سبکی بیشتری کردم و هوس شدیدم به خوردن شیرینیجات به طرز عجیبی کم شده.
سارا
همیشه احساس نگرانی مبهم درباره آینده داشتم و تپش قلب در طول روز ول کنم نبود. با تغییراتی هر روز ۱۰ دقیقه تمرین مدیتیشن و تنفس عمیق شکمی انجام دادم. دفترچه یادداشت قدردانی تهیه کردم و ۳ اتفاق مثبت روز را نوشتم.
به مرور احساس آرامش درونی بیشتری پیدا کردم و تپش قلب و نگرانیهای بیموردم فروکش کرد. این ها ساده ب نظر میان ولی برای من کوه بزرگی بو د ک به کمک مهرومی قابل انجام شد.
ترانه
هنگام مطالعه یا انجام کارهای فکری، حواسم مدام پرت میشد و نمیتونستم بیش از چند دقیقه روی کار بمانم. واقعیتش بخاطر رابطه ای بود که داشتم مدام فکرای احمقانه میومد سراغم. خداروشکر در طول مسیر مهرومی، از روش تکوظیفهای استفاده کردم و گوشی و موقع کارهای مهم در حالت بیصدا قرار دادم و جزئیاتی رو از زندگیم کشف کردم ک حیرت زده شدم!!!
بعد از مدتی احساس کردم توانایی تمرکز عمیق من افزایش یافته و کارها را در زمان بسیار کمتری انجام میدهم.
سارا
پس از مصرف بیشتر وعدههای غذایی دچار سنگینی و نفخ شدید شکم میشدم. این وضعیت کلافهام کرده بود. با پاک سازی ک کردم بعدش هر لقمه غذا را بهآرامی و حداقل ۲۰ بار جویدم. حجم وعدهها را کاهش دادم اما تعداد وعدهها را به ۵ بار در روز رساندم. پروبیوتیکهای طبیعی را هم وارد رژیمم کردم.
به مرور احساس کردم سنگینی و نفخ معدهام بهشدت کم شده و هضم غذاها برایم راحتتر شده است.
ترانه
برای به خواب رفتن چند ساعت در رختخواب بیدار میماندم و افکار مختلف مانع آرامشم میشد. و همشون هم برای دعوایی که با پسرم داشتم میومد تو ذهنم. توی تحلیلم برای فصل سوم گفته شده بود که باید علاوه بر مواردی که قبلا انجام میدادم باید ی سری کارای روانشناسی هم روی خودم پیاده کنم.
که با کمک گرفتن از متد مهرومی، استفاده از تمام وسایل الکترونیکی را یک ساعت قبل از خواب ممنوع کردم و نور اتاق را کاهش دادم، خواندن چند صفحه کتاب و دمنوشهای گیاهی ملایم را جایگزین کردم.
بعد از مدتی احساس کردم زمان به خواب رفتنم به کمتر از ۲۰ دقیقه رسیده و عمق خوابم خیلی بهتر شده واون دعوا بخاطر ندانم کاری های خودم بود.
سارا
خیلی عجیب بود چون همیشه ظهرها احساس غم عجیبی داشتم و توان ادامه کارهای روز را نداشتم. و متخصصای مهرومی گفتن که مستقیم به رژیمی ربط پیدا میکنه که چند ماه پیش گرفتم و باید اون رو کامل حذف کنم و
برنامه غذاییام را اصلاح کردم و مصرف قندهای ساده و فستفود را به حداقل رساندم. همچنین با مواردی که در مسیر شخصیم آمده بود، پیادهروی منظم ۲۰ دقیقهای را به روتین صبحگاهی اضافه کردم و مصرف آب را افزایش دادم.
به مرور احساس کردم انرژی روزانهام پایدارتر شده و افت شدید بعد از ظهر را دیگه تجربه نمیکنم.
تجربه تو میتواند به افراد دیگری که شرایط مشابهی دارند کمک کند. (پس از تایید مدیر در سایت قرار میگیرد)
تجربهی افراد میتواند با یکدیگر متفاوت باشد. شرایطِ جسمی، سبکِ زندگی، میزانِ همراهی با برنامه و عواملِ متعددِ دیگر میتوانند بر نتیجهی نهایی تأثیر بگذارند. به همین دلیل مهرومی هیچ نتیجهی یکسانی را برای همهی افراد تضمین نمیکند.
نه؛ نتیجه به شرایطِ جسمی، سبکِ زندگی و میزانِ همراهیِ هر فرد با برنامه بستگی دارد. مهرومی نتیجهی یکسانی را برای همه تضمین نمیکند.
بله؛ تمامِ تجربههای نمایشدادهشده برگرفته از بازخوردِ واقعیِ افرادی است که مسیرِ مهرومی را طی کردهاند.
برای حفظِ حریمِ خصوصیِ افراد، فقط نامِ مستعار و سن نمایش داده میشود و اطلاعاتِ هویتیِ کامل منتشر نمیشود.